اسلاید ۱ از ۶۳•صفحه ۵۷
فَمَنۡ حَآجَّكَ فِيهِ مِنۢ بَعۡدِ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِ فَقُلۡ تَعَالَوۡاْ نَدۡعُ أَبۡنَآءَنَا وَأَبۡنَآءَكُمۡ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَكُمۡ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمۡ ثُمَّ نَبۡتَهِلۡ فَنَجۡعَل لَّعۡنَتَ ٱللَّهِ عَلَى ٱلۡكَٰذِبِينَ
اگر بزرگان مسیحیان نَجران، بعد از این حقایقی که دربارۀ عیسی به دستت رسیده، باز دربارۀ او چونوچرا کردند، به آنها پیشنهاد مُباهله 1 بده؛ یعنی بگو: «بیایید اینها را یکجا جمع کنیم: فرزندانمان و فرزندانتان و بانوانمان و بانوانتان و خودمان 2 و خودتان. بعد، کار را به خدا واگذار کنیم و با تضرع و زاری، لعنت خدا را بر دروغگویان بفرستیم.»
[[ 1. اگر بعد از آوردن دلیلِ کافی و قانعکننده برای ثابتکردن مطلبی مهم، طرف مقابل از روی لجبازی از قبولش خودداری کند، میتوان او را به مُباهله دعوت کرد. چگونگیاش در همین آیه آمده است.
2. برای چنین رویداد سرنوشتسازی، پیامبر(ص) فقط چهار نفر را با خود آورد: حضرت فاطمۀ زهراسلام الله علیها را بهمصداق (نِسآءَنا) آورد و امامحسن و امامحسینعلیهما السلام را برای (أبنآءَنا). میمانَد (اَنفُسَنا): ایشان با آوردن امیرالمؤمنین نشان داد که علی(ع) جانِ محمد(ص) است و جز پیامبری، تمام ویژگیهای او را داراست. جالب اینکه اُسقف منطقۀ نَجران وقتی چشمش به این جمع پنجنفره افتاد، از مباهله منصرف شد. ]]